العلامة المجلسي
107
حياة القلوب ( فارسي )
پيغمبران من بياورند وپيروى ايشان بكنند . آدم گفت : پروردگارا ! چرا بعضي از اين ذرّات را بزرگتر مىبينم از بعضي ؟ وبعضي نور بسيار دارند وبعضي نور كم دارند ؟ وبعضي در أصل نور ندارند ؟ فرمود كه : از براي اين ، چنين خلق نمودهام ايشان را كه امتحان كنم ايشان را در همهء حالات . آدم گفت : پروردگارا ! مرا رخصت مىدهى در سخن گفتن كه سخن بگويم ؟ فرمود : سخن بگو . آدم گفت : پروردگارا ! اگر ايشان را خلق مىكردى بر يك مثال ويك مقدار ويك طبيعت ويك خلقت ويك رنگ ويك عمر ويك روزى ، هرآينه بعضي بر بعضي ظلم نمىكردند ، وميان ايشان حسد ودشمنى واختلاف در هيچ چيز به هم نمىرسيد . حق تعالى فرمود : به روح برگزيدهء من سخن گفتى ، وبه ضعف طبيعت خود تكلّم كردى چيزى را كه تو را به آن علمي نيست ، ومنم خالق عليم وبه علم خود اختلاف قرار دادم ميان خلقت ايشان ومشيّت كه جارى مىشود در ميان ايشان امر من ، وبازگشت همه بسوى تقدير وتدبير من است ، وخلق مرا تبديلى نيست ، وخلق نكردهام جن وانس را مگر براي آنكه مرا عبادت كنند ، وآفريدهام بهشت را براي كسى كه مرا عبادت وأطاعت كند وپيروى رسولان من كند از ايشان وپروا ندارم ، وآفريدهام آتش جهنم را براي كسى كه كافر شود به من ومعصيت كند ومتابعت رسولان من نكند وپروا ندارم ، وآفريدهام تو را وفرزندان تو را بىآنكه احتياجى بوده باشد مرا به تو يا به ايشان ، وتو وايشان را خلق نكردهام مگر اينكه بيازمايم شما را كه كدام يك نيكوكارتريد در زندگى دنيا وآخرت وزندگى ومردن وطاعت ومعصيت وبهشت ودوزخ را ، وچنين اراده كردهام در تقدير وتدبير خود وبه علم من كه احاطه به جميع أحوال ايشان كرده است كه مختلف گردانيدم صورتها وبدنها ورنگها وعمرها وروزيها وأطاعت ومعصيت ايشان را ، ودر ميان ايشان قرار دادم شقى وسعادتمند وبينا ونابينا وكوتاه وبلند وخوشرو وبدر وو دانا ونادان ومالدار وپريشان واطاعتكننده ومعصيتكننده وصحيح وبيمار وكسى كه دردهاى